محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
34
خلاصة الحكمة ( فارسى )
خروج مقعد و خروج رسوب نخالى و ريم مثل آب برنج پخته و لاغرى بدن روز به روز جرب مثانه را معلوم كنند و گاهى مدام رطوبات مدى يا صديدى سيلان كند و در آخر ورم بر پشت پاها پديد آيد و گاهى خون سياه بدبو سائل شود و بيمار هلاك گردد . « 1 » جروح جروح : ر . ك - : ذيل « جراحت » . جَمره جَمْره : دانههاى سرخ است يكجا و يا متفرق كه بر بدن مىگردد و با حدت و سوزش بسيار كه گويا اخگر آتش بر آن گذاشتهاند و روز به روز منتشر و پهن مىگردد و اطراف خود را فرامىگيرد و گود مىكند عضو را به سبب آن كه مادهء آن خون سوداوى فاسد ردى سمّى است و بعضى نار فارسى را و بعضى آتشك را نيز يك دانستهاند ، و تحقيق آن كه هريك جدااند . « 2 » جنون جُنُون : به فارسى « ديوانگى » نامند و آن مرضى است كه از احتراق اخلاط فاسدهء هر خلطى كه باشد به هم مىرسد و حواس را مختل مىدارد و عقل را از تدابير بدنى باز مىدارد و معزول مىسازد . جنون السبعى : جنونى است كه صاحب آن را مانند سبع [ درنده خو گرداند ] و حركات رديهء فاسده به هم رسد . « 3 » جوشش جوشش : ر . ك - : مدخل « بثور » .
--> ( 1 ) . حكيم محمد اعظم خان ؛ اكسير اعظم ، ج 3 ، ص 490 . ( 2 ) . محمد حسين عقيلى خراسانى ؛ مجمع الجوامع ( قرابادين كبير ) ، ج 1 ، ص 63 . ( 3 ) . همان .